حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2141

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

بالاخره سرتوريوس « 1 » ، يكى از سرداران ماريوس در اسپانيا ، به مهرداد پيشنهاد كرد ، كه او طرفدار ماريوس گردد و در عوض چهار ولايت : بىتىنيّه ، پافلاگونيّه ، كالاثيّه و كاپادوكيّه از آن او باشند . مهرداد تصوّر كرد ، كه چنين موقعى را نبايد از دست بدهد ، بنابراين طرفدار ماريوس گرديده بسناى روم اعلان جنگ داد و نتيجه فتوحات سابق خود را از نو بدست آورد . از طرف ديگر سرتوريوس از طرف ماركوس ماريوس مأمور شد ، تشكيلات نظامى قشون مهرداد را تكميل كند ، ولى در اين وقت در اسپانيا سرتوريوس را كشتند و دولت روم هم تمام توجه خود را به طرف مهرداد معطوف داشت . بر اثر اين وضع لوكولّوس « 2 » با لشكرى مأمور شد ، كه كار مهرداد را بسازد ( اينشخص در تاريخ معروف است از اين حيث ، كه سفرهء رنگين داشته و ضيافت‌هاى بزرگ و درخشان ميداده . نيز بايد گفت ، كه سردار قابلى هم بود ) . قبل از ورود لوكولّوس بآسياى صغير ، مهرداد سردار رومى را ، كه ماركوس كوت‌تا « 3 » نام داشت ، در خشكى و دريا ( در كالسدون يا قاضى كوى كنونى ) شكست داد و شهر سىزيكوس « 4 » را محاصره كرد . تصميم مهرداد بر تسخير اين شهر براى او شوم بود : لوكولّوس در جائى اردوى خود را زد ، كه خطوط ارتباطيّه لشكر مهرداد را تهديد ميكرد و در همين احوال بحريّه پنت ، كه در درياى سياه بى منازع بود ، بواسطه طوفانى از كار افتاد و لشكر پنت دوچار گرسنگى و نيز قحطى آذوقه شد . بر اثر اين وضع دويست هزار نفر از لشكر مهرداد تلف شد و مابقى را او بكشتىها نشانده به طرف سىنوپ راند لوكولّوس او را دنبال كرد و مهرداد به محل كابريا « 5 » عقب نشست . در اين‌جا او دو شكست خورد ، با دو هزار نفر فرار كرده بارمنستان رفت و به تيگران پادشاه ارمنستان ، كه دامادش بود ، پناهنده شد ، امّا لوكولّوس به پنت درآمده ، با پافشارى چند شهر ساحلى آن را گرفت و اين جنگ‌ها دو سال به طول انجاميد .

--> ( 1 ) - Sertorius . ( 2 ) - Lucullus . ( 3 ) - Marcus Cotta . ( 4 ) - Cizicus . ( 5 ) - Cabria .